جستجو -مجموعه ها
جستجو - برچسب ها
Search SEO Glossary
plg_search_rsticketsprocontent
plg_search_newsfeeds
Search - K2
جستجو - دانلودها- فیلم و صوت
جستجو - محتوا
جستجو - تماس ها
جستجو - وب لینک ها
نویسنده مقاله: محمد رضا جباری
منتشر شده در: مجله تاریخ در آیینه پژوهش
رتبه مقاله: علمی-پژوهشی
سال،شماره: پاییز 1385 - شماره 11

 

متن مقاله:

(30 صفحه از صفحه 83 تا 112)

(صفحه 83)

چکیده

عرفان و عبادت از مهم ترین محورهای بحث در سیره نبوی(صلی الله علیه وآله) است. عبادت، فرع و مترتب بر معرفت است، و از همین روی، پیامبراعظم(صلی الله علیه وآله)تحت تربیت الهی مسیر کسب معرفت را چنان طی کرد که آماده پذیرش رسالت عظیم الهی شد. درجات بالای معرفتی آن حضرت، حالتی قرین با ذکر و احساس حضور دایم در پیشگاه حق به او بخشیده بود. این حالت به صورت خشوع و خداترسی و خوف حقیقی از سخط الهی در عبادات آن حضرت متجلی می شد. جلوه های عبادت در سیره پیامبراعظم(صلی الله علیه وآله) در نماز و ذکر، تهجد و نوافل، روزه، اعتکاف و حج رخ نموده است. نماز ایشان، که آن را نور چشم خود می خواند، همراه بود با اوج توجه و حضور دل. حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) بر تهجد و نوافل نیز اهتمام خاصی داشتند. همچنین عبادات سنگین و طولانی همراه با فراهم سازی لوازم و مقدمات آن از قبل، و نیز آداب خاصی چون تقسیم نماز بر ساعات شب، بیداری پس از ثلث یا نصف شب و قرائت قرآن و مناجات در گزارش های مربوط به سیره عبادی آن حضرت به چشم می خورد.

واژگان کلیدی: عرفان، عبادت، سیره عبادی، سیره نبوی(صلی الله علیه وآله)، نماز، نافله، تهجد، حج،

(صفحه 84)

اعتکاف و روزه.

سیره عبادی

 

سیره عبادی2 پیامبر عظیم الشأن اسلام از مهم ترین محورهای مطرح در سیره نبوی(صلی الله علیه وآله) است؛ چرا که می توان عبادت و عرفان را غایت حرکت انسان به ویژه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در سیر معنوی دانست. اهمیت بعد عرفان و عبادت، مربوط به ارتباط این دو امر با هدف نهایی و متعالی خلقت انسان هاست. به حکمِ گفته الهی در آیه نورانیِ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُون»3 هدف از خلفتِ بخشِ تکلیف مدار هستی، یعنی انسان و جن، عبادت است، و عبادت نیز بدون معرفت ارزشی ندارد و عبادتِ مورد نظر این آیه نیز عبادتی قرین و ملازم با معرفت است؛ بدین معنا که هر درجه از عبودیت، درجه ای از معرفت را می طلبد، و با هر عبادتِ عارفانه، درجه ای برتر از معرفت به دست می آید. این روندِ رو به کمال و رشد، تا بالاترین مراحل امکان معرفت ادامه می یابد، و به این ترتیب، مفهوم سخن برخی مفسران که «لیعبدون» را در آیه یاد شده «لیعرفون» معنا کرده اند،4 روشن می شود.

با آنچه گفته آمد روشن شد که معرفت و بصیرت از نظر رتبه مقدم بر عبادت و عبودیت است، و عبادتِ بی معرفت و شناخت را ارجی نتوان نهاد؛ زیرا تا عبد شناختی هرچند اندک به آنچه می پرستد نیابد، عبادتش جز کاری لغو، بی مبنا، بی هدف یا تقلیدی صرف نیست، و عبادی که این چنین اند همواره در روایات ملامت شده اند و درجه عبادتشان بر اساس درجه عقل و معرفتشان محک خورده است.5

عبادت نبوی(صلی الله علیه وآله) عبادتی بود همراه با بالاترین درجات معرفت به معبودِ هستی؛ و این سیر معرفتی با زمینه های تربیت نبوی(صلی الله علیه وآله) از دوران کودکیِ ایشان توسط برترین ملک الهی ادامه یافت،6 و سرانجام با اتصال نبی اکرم(صلی الله علیه وآله) به منبع وحی الهی

(صفحه 85)

 

پس از رسالت به اوج رسید. پس از مرتبه معرفت، نوبت به ذکر و حضورِ دل می رسد و نیز توجه دایم به منبع عظیم هستی؛ و با این توجه و حضورِ دل، اعضاء و جوارح نیز در مراتب بعدی همراه شده، عبادات جارحه ای قرین عبادات جانحه ای می گردند. بدین ترتیب شایسته است که مباحث این نوشتار در سه بخش معرفت و بصیرت نبوی(صلی الله علیه وآله)، ذکر دایم و خدامحوری، و بالأخره عبادت نبوی(صلی الله علیه وآله)طرح شود.

1. معرفت و بصیرت

 

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) خود، معرفت را سرمایه اصلی خویش معرفی می فرمود،7 و چنان که گذشت، خداوند متعال مسیری رو به کمال را برای فزونیِ معرفت آن حضرت ترسیم کرده بود. رخدادِ بعثت برای آن حضرت، همراه بود با پیدایش درجه والایی از معرفت در باب هستی؛ به گونه ای که با کنار رفتن پرده ها از مقابل دیدگانِ حقیقت بین آن حضرت، حقایق هستی برای روح متعالی ایشان منکشف و متجلی شد. بنابر روایتی از امام صادق(علیه السلام)، هنگامی که از آن حضرت پرسیدند پیامبران چگونه به رسالت خویش پی می برند؟ فرمود: «پرده از مقابل دیدگانشان کنار می رود».8 در روایتی دیگر نیز آن حضرت در پاسخ زرارة که پرسید: چگونه رسول الله(صلی الله علیه وآله) خوف نداشت که آنچه بر او نازل می شد، از نزغات و القائات شیطان باشد، فرمود: «خداوند هنگامی که بنده ای را به منزله رسول خویش بر می گزیند آن چنان آرامش و اطمینان درونی ای بر او نازل می کند که دریافت هایش از جانب خدا همچون چیزهایی است که به چشم می بیند».9

(صفحه 86)

 

بدین لحاظ معرفت و بصیرت و بینشی که لازمه شروع نبوت و رسالت است به اقتضای حکمت الهی در بدوِ امر نبوت برای پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) حاصل شده بود؛ اما عرصه های معرفتی در باب ذات مقدس الهی و آیات او همواره برای پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)گشوده بود و آهنگی رو به کمال داشت. رخداد «اسراء» و «معراج» را می توان حرکتی در این راه دانست؛ چرا که به تصریح آیه نخستِ سوره اسراء، این امر برای ارائه آیات الهی به پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) رخ داد: «منزه است آن [خدایی] که بنده اش را شبانگاهی از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی، که پیرامون آن را برکت داده ایم، سیر داد تا از نشانه های خود به او بنمایانیم، که وی همان شنوای بیناست»10 و معراج، بنابر برخی روایات، در مراحل و دفعات متعددی برای پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)رخ داد و روشن است که در هر نوبت، معرفتی بر معرفت پیشین افزوده می شد.11

حرکت رو به کمالِ معرفتی در آن حضرت، روح ایشان را به چنان درجه ای از شهود و یقین رسانید که پرده های عالم غیب از برابر دیدگان درون بین آن حضرت کنار رفت و آنچه را نادیدنی بود می دید. بنابر روایتی که ابوذر، صحابی برجسته پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)، نقل کرده، پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: «من چیزی می بینم که شما نمی بینید و چیزی می شنوم که شما نمی شنوید. آسمان [از کثرت ملائک] به سنگینی گراییده و سزاوار است چنین باشد؛ چرا که در آن به قدرِ موضع چهار انگشت نیز نیست جز آنکه فرشته ای پیشانی اش را در حال سجده قرار داده است. به خدا قسم اگر می دانستید آنچه را می دانم، اندک می خندیدید و بسیار می گریستید، و در بسترها از همسران متلذذ نمی شدید و به ارتفاعات رفته، به پیشگاه الهی استغاثه می کردید».12

(صفحه 87)

 

نمود دیگری از شهود حقایق هستی در پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) اخبار غیبی پرشماری است که از آن حضرت می رسید. از این دست می توان پیشگویی حضرت درباره تعداد، اسامی و محل قتلِ کشتگانِ مشرکان در بدر،13 و نیز سخن گفتن حضرت با این کشتگان پس از مرگ آنان و ریخته شدن اجسادشان در یک چاه در منطقه بدر اشاره کرد؛14 و هنگامی که عُمر به این عمل اعتراض کرد و پرسید که چگونه پیامبر(صلی الله علیه وآله) با اجسادی بی روح سخن می گوید، حضرت پاسخ دادند: «شما شنواتر از آنان نیستید! جز آنکه آنان توان پاسخگویی ندارند».15

2. مقام خوف و حضور

 

درجات والای معرفت، در پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) حالتی قرین با ذکر و احساس حضور دایم در پیشگاه حضرت حق پدید آورده بود. این حالت به گونه های مختلف در آن حضرت نمود می یافت. تذکارها و هشدارها به اصحاب درباره حضرت حق و نیز تحذیرها از مرگ و قیامت، همراه با انقلاب روحی که در چهره آن حضرت به صورت تغییر رنگِ چهره شان ظاهر می شد، و همچنین اذکار لسانی و عبادات طاقت فرسای جسمانی از نمونه های این تجلی است.

2 1. خشوع و خداترسی

 

خداوند مظهر تمام زیبایی ها و مهربانی هاست؛ اما عظمت او از سویی، و نگرانی انسان از توان انجام وظایفش در برابر حق تعالی از سوی دیگر، در انسان های پاک و برجسته ای همچون پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) روحیه ای پدید می آورد که از آن می توان به

(صفحه 88)

 

خداترسیِ تعبیر کرد. خداترسی چنان که ناشی از معرفت درست و والا به حضرت حق است، خود نیز معرفتی برتر در پی می آورد. این ویژگی در موعظه آن حضرت به فضل بن عباس در آن زمان که سنّ کمی داشت چنین انعکاس یافته: «ای جوان، از خدا بترس تا او را در برابر خود بیابی؛ ای جوان، از خدابترس که تو را از غیرخود بی نیاز سازد...».16

خداترسی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) نه حالتی تحمیلی بر روح آن حضرت، بلکه نزد وی از محبوب ترین حالات بود؛ چرا که زیباترین حال برای عبد، هنگامی است که توجه به عظمت و جلال مولای خویش کرده، به تَبَع این توجه، حالت اعظام و خشوع به او دست می دهد. بنابر روایتی از امام صادق(علیه السلام)، هیچ چیزی نزد پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)محبوب تر از آن نبود که در حال گرسنگی و خوف الهی به سر برد.17

این حالت بیش از هر زمان، به هنگام نماز در آن حضرت تجلی می یافت، و روشن است که نماز، عرصه برترین و عمیق ترین توجهات به حضرت حق است. امیرالمؤمنین(علیه السلام)، حالت خشوع پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) را به هنگام نماز (خطاب به فردی یهودی، و در قیاس با گریه داوود(علیه السلام)) چنین توصیف کرده است: «هنگامی که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) به نماز می ایستاد، از شدت گریه، از درون سینه حضرت صدایی همچون صدای جوشیدن غذا در درون دیگ به گوش می رسید، و این در حالی بود که خداوند او را از عقابش ایمن ساخته بود، و او می خواست با گریه اش خشوعش را در برابر پروردگارش اظهار کند تا برای پیروانش امام [و اسوه] باشد».18

(صفحه 89)

2 2. خوف از عذاب الهی

 

جلوه ای دیگر از مقام خوف نبوی(صلی الله علیه وآله)، ترسِ حقیقیِ ایشان از عذاب و سخط و غضب حضرت حق است؛ و این برخاسته از عمق و وسعت معرفت نبوی(صلی الله علیه وآله) به حقایق هستی، و از جمله دوزخ و عذاب الهی بود. یکی از مهم ترین راه های معرفت نبوی(صلی الله علیه وآله) تعالیم الهی به واسطه فرشته عظیم القدرش، یعنی جبرائیل امین بود. بنابر روایتی، روزی جبرئیل در زمانی نامعمول، و به هنگام زوال آفتاب با رنگی پریده، سرزده نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله) آمد. چون پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) سبب را جویا شد، پاسخ داد: «در هنگامی [نزد شما ]آمدم که خداوند امر فرمود به آتش دوزخ بدمند و چنین شد». در این لحظه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) درباره وصف آتش دوزخ از جبرئیل پرسید، و او نیز با جملاتی عظمت عذاب الهی را برای حضرت توصیف کرد؛ به گونه ای که هر دو به شدت به گریه آمدند، و آنان می گریستند تا اینکه خداوند از طریق فرشته ای به آنان پیغام داد: «ای جبرائیل و ای محمد، خداوند شما را از عصیان و عذابش ایمن ساخته است».19

معرفت نبوی(صلی الله علیه وآله) به حقیقت عذاب الهی چنان یقینی در دل حضرت پدید آورده بود که هنگام سخن گفتن از قیامت، صدایش بلند و چهره اش سرخ می شد و می فرمود: «قیامت همراه شما صبح می کند و روز را به شب می آورد» و برای بیان میزان نزدیکی قیامت، با نزدیک کردن دو انگشت به یکدیگر می فرمود: «بعثت من و وقوع قیامت همچون این دو انگشت اند».20

و سرانجام، نگاه حقیقت بین پیامبر(صلی الله علیه وآله) به قیامت و عرصات آن، و از جمله

(صفحه 90)

 

عذاب موعود، آثار پیری را در وجود آن بزرگوار ظاهر ساخت. ایشان خود در این باره می فرمود: «سوره هود و نظایر آن همچون واقعه، قارعه، حاقه، اذا الشمس کوّرت، و سئل سائل مرا پیر کرد؛ [به دلیل] ذکر روز قیامت و سرگذشت امت ها».21

3. جلوه های عبادت

 

معرفت و بصیرت نبوی(صلی الله علیه وآله) به حضرت حق، از سویی احساس حضور و ذکر دایم، و از سوی دیگر، تجلی گونه های مختلف عبادات جسمانی را در پی داشت. عبادات پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) که در قالب نماز و روزه و حج و اعتکاف و دعا و قرائت قرآن و ذکر و استغفار و تهجد و... نمود می یافت، شایسته تأمل و درس آموزی است؛ چنان که حالات آن حضرت به وقت عبادت، همچون گریه، توجه خاص و تغییر رنگ چهره نیز شایسته توجه و تبعیت است.

3 1. نماز و ذکر

 

در میان گونه های عبادت های نبوی(صلی الله علیه وآله) هیچ یک با نماز برابری نمی کنند. نماز محبوب ترین عبادت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) و نور چشمان ایشان بود.22

آن حضرت در این باره به ابوذر فرمود: «ای اباذر، خداوند نور چشم مرا در نماز قرار داده و آن را آن چنان محبوبِ من ساخته که غذا را برای گرسنه و آب را برای تشنه؛ [جز آنکه] گرسنه با خوردن غذا، و تشنه با نوشیدن آب سیر و سیراب می شوند اما من از نماز سیر نمی شوم».23

(صفحه 91)

 

نیز، هنگام فرا رسیدن وقت نماز به مؤذن خویش، بلال، می فرمود: «ای بلال، [وقت] نماز است، راحتمان کن».24 (یعنی با اذان خویش ما را به عرصه مناجات و گفتوگو با محبوب وارد ساز). آن حضرت جز اهتمام عملی بر نماز، با تأکیدهای کلامی نیز دیگران را به نماز فرا می خواند، و پیش از همه، اهل بیت خویش را بدان تشویق می کرد. بنابه نقل امیرالمؤمنین(علیه السلام)، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)هر روز صبح به اهل بیت عصمت می فرمود: «[هنگام] نماز است؛ خداوند شما را بیامرزد؛ و سپس آیه تطهیر را تلاوت می فرمود».25

عشق و علاقه نبوی(صلی الله علیه وآله) به نماز، در چگونگی به جای آوردن نماز و مقدمات آن نیز نمود داشت. آن حضرت رعایت کامل آداب وضو و نیکو گزاردن نماز را موجب نیل به حقیقت ایمان و گشوده شدن درهای بهشت معرفی می فرمود،26 و کمال نماز را در اقامه درست و کاملِ رکوع و سجود می دانست.27

برای کسی همچون پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) هیچ چیز همچون ذکر الهی محبوب و مطلوبنبود

(صفحه 92)

 

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) خود را همواره در محضر پروردگارش می دید و این احساس حضور دایم به هیچ وجه به یک عبد اجازه نمی دهد که در بُرهه های مختلف زندگی به کسی جز او بیندیشد. بنابر توصیف امیرالمؤمنین(علیه السلام) از حالات مختلف پیامبر(صلی الله علیه وآله)، آن حضرت همواره چه به وقت جلوس و چه هنگام قیام، خدا را یاد می کرد.28 همچنین در وصف پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) گفته اند که ایشان بسیار ذکر الهی داشت و از لغو پرهیز کرده، نماز را طول می داد.29

بنابر روایتی از امام صادق(علیه السلام) هنگامی که از جانب خداوند، سرزمین مکه، مملوّ از طلا، بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه شد، ایشان عرض کرد: خداوندا من [ترجیح می دهم ]روزی سیر و روز دیگر گرسنه باشم، و هنگام سیری حمد و شکر تو گویم، و هنگام گرسنگی تو را بخوانم و ذکر تو گویم».30

بنابر روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام)، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در هر روز 360 بار حمد و ثنای الهی را بر زبان جاری کرده، می گفت: «حمد بسیار گویم خدای عالمیان را در هر حال»،31 و بنابر نقلی دیگر، آن حضرت در هر صبح و شام به این تعداد حمد الهی می گفت.32

لحظات بین الطلوعین نیز برای پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) یکی از بهترین زمان های ذکر الهی بود، و امیر مؤمنان(علیه السلام) در این لحظات از جانب ایشان مأمور می شد

(صفحه 93)

 

تا رو به مردم نشسته، پاسخگوی آنان باشد، و پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) خود رو به قبله ذکر می گفت.33

افزون بر حالات عادی، آن حضرت هنگام نماز، خود را خوشبو می ساخت. ایشان مشکدانی داشت که پس از وضو، با دستان مرطوب آن را در دست می گرفت، و هنگامی که برای نماز [جماعت] خارج می شد مردم از بوی خوشِ آن متوجه حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله)می شدند.34

ایشان به محض فرارسیدن وقت نماز، برای اقامه نماز،35 به جماعت،36 و آن هم در مسجد آماده می شدند. آن حضرت، آبادسازی مساجد را از نشانه های مروّت می دانست37 و روشن است که اقامه جماعت و نماز در مسجد از بهترین مصادیق آبادسازی و عمران مساجد به شمار می آید.

حضرت رسول (صلی الله علیه وآله) به مستحبات و نیز ترک مکروهات نماز نیز اهتمام داشت. محض نمونه، هنگام نماز عصای مخصوص خویش را در برابر خود می نهاد تا میان

(صفحه 94)

 

وی و کسانی که از برابرش عبور می کنند، حایل باشد.38 گاه نیز برای این منظور از چیزهای دیگری استفاده می کرد.39

نمازهای عاشقانه آن حضرت، چون برخاسته از جذبات ربانی و محبتی از جنس وَلَه و شیدایی بود، احساس خستگی و اکراه در ایشان، راه نداشت، و بدین سبب، نمازهایش جز آنجا که به خاطر رعایت حال اضعف المأمومین کوتاه می خواند 40طول می کشید.41 البته وضعیت نمازهای جماعت پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)یکسان نبود و به اعتبار میزان تحمل مأمومان، کوتاه تر یا طولانی تر می شد.42 خود آن حضرت در این باره می فرمود: «گاهی قصد دارم نماز را طولانی سازم، اما چون صدای گریه کودکی را می شنوم به دلیل میزان اشتیاق مادر به کودک (پس از گریه او) نماز را کوتاه می کنم».43

نمازهای آن حضرت همواره با سوز و گداز و گریه شدیدِ ناشی از خوف و خشوع و خشیت الهی آمیخته بود. پیش از این، توصیفی از امیرالمؤمنین(علیه السلام) درباره حال پیامبر(صلی الله علیه وآله) به هنگام نماز گذشت.44

(صفحه 95)

3 2. تهجد و نوافل

الف) تلاش و اهتمام

نماز محبوب ترینِ عبادات برای پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بود؛ اما در نمازهای شبانه روزیِ پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)، خلوت گزینی در دل شب و تهجد جذبه و لذت دیگری برای ایشان داشت. خداوند قیام در شب را بر پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) واجب ساخته بود. در سوره مزمل، خداوند به حضرت می فرماید: «ای جامه به خویشتن فروپیچیده، شب را به پا خیز مگر اندکی، نیمی از شب یا اندکی از آن را بکاه، یا بر آن [نصف ]بیفزای و قرآن را شمرده شمرده بخوان».45 چنان که در سوره اسراء نیز همین فرمان به آن حضرت ابلاغ شده است: «و پاسی از شب را زنده بدار، تا برای تو [به منزله ]نافله ای باشد، امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند».46

نزول این آیات که براساس آنها بیداری در پاسی از شب بر پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)واجب شد، موجب آن گشت که آن حضرت و جمعی از اصحاب خاص ایشان پاسی از شب را به عبادت برخیزند، تا آنجا که گاه برای اطمینان یافتن از اینکه نصف یا کمی بیش از نصف شب را بیدار مانده اند، تمام شب را به عبادت بر می خاستند. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در عمل به این فرمان آن قدر اهتمام داشت که قدم های مبارکش متورّم می شد،47 و برای تخفیف درد، گاه یک پا را از زمین بلند می کرد و پای دیگر بر زمین می نهاد،48 و از همین روی، آیات

(صفحه 96)

 

نخستینِ سوره طه بر ایشان نازل شد تا تکلف و مشقت را در عبادت از آن حضرت بردارد.49

امیرالمؤمنین(علیه السلام) در پاسخ به یک یهودی که می کوشید پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) را در مقایسه با پیامبران پیشین در مقامی پایین تر قرار دهد، بر تلاش های مدام پیامبر(صلی الله علیه وآله)در عبادات شبانه تأکید فرمود.50 این مداومت چنان بود که حضور در صحنه های بحرانی ای همچون جنگ بدر نیز آن حضرت را از توجه شبانه به عالم بالا باز نمی داشت و بلکه اهتمام حضرت را بیشتر می ساخت؛ بنا به نقل امیرالمؤمنین(علیه السلام)در شب بدر، در حالی که اصحاب هر یک به نوبه خود استراحت کردند، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) تا صبح زیر درختی مشغول نماز و دعا بود.51

ب) عبادات سنگین و طولانی

 

درباره سنگینی عبادات شبانه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) گزارش های شگفت انگیزی در دست است. محض نمونه، حذیفة بن یمان در روایتی می گوید پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در یکی از نمازهای شبانه اش، سوره های بقره، نساء و آل عمران را در حال قیام تلاوت کرد و هرگاه به آیه تسبیح می رسد، خداوند را تسبیح می گفت، و هنگامی که به آیه مشتمل

(صفحه 97)

 

بر سؤال می رسید، سؤال می کرد، و وقتی به آیه تعوّذ می رسید، به خدا پناه می برد، سپس رکوع کرده، در رکوع سبحان ربی العظیم و بحمده را تکرار می کرد، در حدّی که رکوعش نیز همچون قیامش طولانی شد؛ سپس برخاست و گفت: سمع الله لمن حمده، و قیامی طولانی کرد، و سپس به سجده رفت و گفت: سبحان ربی الاعلی و بحمده، و سجودش نیز همچون قیامش طولانی بود.52 قیام پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)برای عبادت شبانه به قدری طولانی بود که گاه برخی از همراهان، طاقت از کف داده، توان همراهی با آن حضرت را از دست می دادند. به جز روایت یاد شده از حذیفه، روایت عبدالله بن مسعود نیز شاهدی دیگر بر این مدعاست.53

در کنار این عبادات سنگین، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) برای تحمل پذیر کردن سنگینی عبادات تدابیری به کار می برد. برای مثال، در برخی روایات آمده است که آن حضرت شب ها پس از برخاستن، نوافل خود را ابتدا با دو رکعت نافله سبک آغاز می کرد و سپس به نوافل سنگین تر می پرداخت؛54 و نوافل شبانه آن حضرت، ترکیبی از نوافل سنگین و سبک بود.55 یا به هنگام خستگی، گاه

(صفحه 98)

 

بعضی نوافل را نشسته به جای می آورد56 و گاه پیش از اذان صبح برای رفع خستگی و نیز آمادگی جهت عبادات صبحگاهی و بین الطلوعین، کمی استراحت می کرد بدون آنکه به خواب رود.57

ج) فراهم سازی لوازم و مقدمات

 

از نکات مهم سیره پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) در عبادات شبانه، توجه آن حضرت به اسباب و مقدمات لازم برای بیداری و تهجد در دل شب بود. محض نمونه، اهتمام به خوابیدن در ابتدای شب برای رفع خستگی و فراهم آمدن توان لازم برای قیام در دل شب، از نکاتی

(صفحه 99)

 

است که در برخی روایات بدان اشارت رفته است.58 نیز پرهیز از بستر کاملا نرم که با خوابیدن در آن رغبت به خواب بیشتر می شود و ترک بستر مشکل می گردد، از دیگر نکات قابل استفاده از سیره نبوی (صلی الله علیه وآله) است. بنابر روایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرش پیامبر(صلی الله علیه وآله)عبایی بیش نبود و جای خواب آن حضرت، پوستی بود که درون آن از الیاف خرما پر شده بود. شبی رختخواب آن حضرت را دو لا انداختند تا نرم تر شود؛ صبح آن شب، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: جای خوابم شب گذشته مرا از نماز [در حدّ مطلوب] باز داشت؛ و به این ترتیب، جای خواب آن حضرت به صورت اول بازگشت.59

روایت معاویة بن وهب نیز از قول امام صادق(علیه السلام) می گوید پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)شب ها پیش از خواب، مقدمات تهجد، مانند آب وضو و مسواک را کنار محل خوابِ خود می نهاد و پس از برخاستن، ابتدا نظر به آسمان می کرد و آیات آخر سوره آل عمران را تلاوت می فرمود؛ سپس مسواک می زد و در پی آن وضو ساخته، به نماز می ایستاد.60 در روایت حلبی از امام صادق(علیه السلام) نیز همین نکته مطرح شده است.61

(صفحه 100)

د) تقسیم نماز بر ساعات شب

 

از دو حدیث یاد شده نکات دیگری نیز برمی آید؛ از جمله اینکه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)نوافل شب را بین ساعات آن تقسیم می کرد و آنها را در سه نوبت به جای می آورد و بین هر نوبت و نوبت بعد قدری استراحت می کرد. عالمانی همچون ابن جنید62نکته مزبور را مدلول این آیه نورانی دانسته اند: وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضی.63 به نظر می رسد این رفتار برخاسته از روح بیدار آن حضرت و توجه دایم ایشان به عالم بالا بوده است؛ به گونه ای که خواب مستمر و طولانی و سپس برخاستن در اواخر شب را بر نمی تابیده است. حاصل برخی روایات نیز آن است که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بعد از بیداری در نیمه های شب یا کمی پس یا پیش از آن، مشغول نماز می شده اند و این کار تا طلوع فجر ادامه داشته است.64

هـ) هنگام بیداری

 

نکته دیگر آنکه زمان بیدار شدن حضرت برای نوبت اول، از ادامه روایت حلبی روشن می شود. حلبی از امام صادق(علیه السلام)می پرسد که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) چه وقت از شب بر می خاست؟ امام می فرماید: پس از ثلثی از شب؛ و در حدیثی دیگر، بعد از نصف شب.65 این تفاوت ممکن است بدان سبب باشد که سیره آن حضرت در این باره

(صفحه 101)

 

متفاوت بوده و برخی شب ها پس از ثلث و برخی شب ها پس از نصف بر می خاسته اند؛ چنان که از آیات سوره مزمّل نیز همین امر بر می آید.66

گفتنی است بنابر پاره ای روایات، برترین اوقات برای اقامه نوافل شب، بخش انتهایی شب است؛67 اما همان گونه که برخی محققان می گویند 68 این برای کسی است که بخواهد تمام رکعات نافله شب را با هم اقامه کند، و در این صورت مناسب است به جای ابتدا یا نیمه شب، انتهای آن را بیدار شود؛69 ولی در صورتی که فرد بخواهد رکعات را در طول شب به جای آورد، بهتر است به پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)تأسّی کرده، پس از ثلث یا نصف شب برخیزد و در سه نوبت، نوافل شب را اقامه کند؛ چنان که در روایت حلبی نیز امام صادق(علیه السلام) دیگران را در این سیره، به تأسّی از پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)فراخوانده است.

و) نظر به آسمان و قرائت آیات آخر سوره آل عمران

 

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) پس از بیداری در هر نوبت، بعد از آنکه به آسمان نظر می کردند، آیات آخر سوره آل عمران (190 تا 194) را تلاوت می فرمودند که با «ان فی خلق السماوات و الارض...» آغاز می شود و تا پنج آیه پس از آن ادامه می یابد و به «انک لا تخلف المیعاد» ختم می شود.70

ز) شمار رکعات نافله شب

 

بنابر دو روایت یاد شده، پیامبر(صلی الله علیه وآله) نوافل شب را در دو نوبتِ چهار رکعتی و سه

(صفحه 102)

 

رکعت (شفع و وتر) و سپس دو رکعت نافله صبح به جای می آورده اند. بنابراین شمار رکعات نافله شبِ پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) یازده رکعت و به همراه دو رکعت نافله صبح، سیزده رکعت بوده است. جز دو روایت یاد شده، روایات دیگری از معصومان(علیهم السلام)در دست است که در آنها شمار نوافل شبِ پیامبر(صلی الله علیه وآله) یازده رکعت معین شده است.71 بدین ترتیب، با توجه به تقدم کلام معصومان(علیهم السلام) بر کلام دیگران هم به لحاظ عصمت آنان و هم آگاه تر بودن اهل یک خانه به آنچه در آن می گذرد نباید به اختلافات دیگران درباره شمار رکعات نافله شب پیامبر (صلی الله علیه وآله)اعتنایی داشت.72

3 3. قرائت قرآن و مناجات

 

به جز نوافل شبانه، قرائت قرآن و دعا و مناجات از دیگر برنامه های پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)ـ به ویژه در دل شب بود. قرائت قرآن، در حین ادای نمازهای واجب و نافله و در غیر حال نماز صورت می گرفت. اهتمام آن حضرت به قرائت قرآن به ویژه در دل شب به قدری بود که حتی حالت بیماری و تب نیز مانع آن نمی شد. بنابر روایتی، هنگامی که یکی از اصحاب، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)را سخت بیمار دید و جویای حال حضرت شد، آن حضرت پاسخ داد: «این بیماری مانع آن نشد که شب گذشته سی سوره را که سبع طوال نیز جزو آنها بود، قرائت کنم» و هنگامی که آن صحابی عرض کرد: این تلاش در عبادت برای چیست، در حالی که

(صفحه 103)

 

خداوند گناهان پیشین و پسین شما را آمرزیده است، حضرت پاسخ داد: «آیا نباید بنده شکرگزاری باشم؟»73

درباره چگونگی دعا و مناجات پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) نیز نکات شگرفی به چشم می خورد. برای مثال، در روایتی از امام صادق(علیه السلام)گزارشی از یکی از دعاهای شبانه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در دست است. بنابر این روایت، یک شب، هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله)در حجره ام سلمه بود و نیمه شب از بستر برخاست، ام سلمه از سَرِ کنجکاوی به جست و جو برآمد و حضرت را در گوشه ای از خانه در حالی یافت که ایستاده و با چشمان گریان این گونه باخدایش سخن می گوید:

اللهم لا تنزع منّی صالح ما اعطیتنی أبدا، اللهم و لاتکلنی الی نفسی طرفة عین أبدا، اللهم لاتشمت بی عدوّاً و لا حاسداً أبدا، اللهم لا تردنی فی سوء استنقذتنی منه أبدا.74
3 4. روزه

جلوه دیگری از سیره عبادی پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، که بسیار بدان اهتمام میورزید روزه داری بود. آن حضرت در بیان شدت علاقه اش به روزه، آن را همچون نماز، نور چشم خویش معرفی فرمود.75

این عبادت به قدری نزد آن حضرت محبوب بود که دست کم سه روز از هر ماه را روزه می گرفتند. بنابر پاره ای روایات، برترین روزهای ماه برای ادای این سنت،

(صفحه 104)

 

پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هر ماه است، و پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و معصومان(علیهم السلام)بر روزه در این سه روز تأکید داشتند.76 در برخی روایات نیز از ایام البیض نام برده شده است.77 اما از روایات معصومان(علیهم السلام) و نیز گزارش های غیر شیعی چنین بر می آید که روزه سه روز در ماه در سیره نبوی(صلی الله علیه وآله)منحصر به روزهای یاد شده نبوده است. در برخی روایات از دوشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه سخن به میان آمده است. در روایت ابوبصیر، امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به پرسش وی در این باره، ضمن اشاره به دو مورد پیش گفته، در نهایت او را در انتخاب هر روز از ماه مخیر داشته اند.78 در برخی روایات غیرشیعی از پنجشنبه اول هر ماه و دو دوشنبه پس از آن،79 و نیز از دوشنبه و پنجشنبه در یک هفته و دوشنبه دیگر در هفته بعد،80 و نیز سه روز اول هر ماه و روزهای جمعه81 سخن رفته است. وجه جمع روایات یادشده آن است که برترین روزها در ماه، پنجشنبه اول و آخر، و چهارشنبه وسط هرماه، و نیز ایام البیض است، و سپس دوشنبه و پنجشنبه؛ و پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)بسته به درجات برتری به این روزه ها اهتمام داشتند.

از روایتی که طی آن امیرالمؤمنین(علیه السلام) چگونگی روزه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) را توصیف و گزارش کرده است، بر می آید که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در میزان و کمیت روزهایی که

(صفحه 105)

 

روزه دار بود، شیوه یکسانی نداشته است. بنابر این روایت، روش پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)ابتدا آن بود که به طور دایم، تمام روزها را روزه بود. سپس همچون حضرت داوود(علیه السلام) یک روز در میان روزه می گرفت. سپس روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه می گرفت و در نهایت به سه روز روزه در ایام البیض (13 و 14 و 15 هر ماه قمری) تا آخر عمر بسنده کرد.82 محتمل ترین وجه برای این تغییر روش آن است که چون پیامبر اسوه مردم اند، مسلمانان در تأسّی و پیروی از ایشان تنها با رفتارهای دشوار مواجه نباشند.

آنچه گفته آمد درباره ایام و زمان های عادی بود، اما گاه برخی ویژگی های زمانی اقتضا می کرد که آن حضرت به عبادت در ایامی خاص عنایت ویژه ای داشته باشد. برای مثال، ماه شعبان به لحاظ جنبه مقدمی اش برای ماه رمضان در شب زنده داری83 و روزه مورد عنایت ویژه پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بود؛84 به گونه ای که بنابر پاره ای روایات، آن حضرت اکثر85 و گاه تمام 86 این ماه را روزه دار بود؛87 و خود درباره علت اهتمام به

(صفحه 106)

 

عبادت در این ماه می فرمود: زیرا مردم غالباً به خاطر توجه به رجب و رمضان از ماه شعبان که بین آن دو است، غافل اند.88

نخستین چیزی که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) همواره روزه خود رابا آن افطار می کرد در فصل رُطب، خرمای تازه، و در غیر آن فصل خرمای خشک (تمر) بود.89

روزه آن حضرت، روزه ای بود با رعایت تمام شرایط یک روزه دار واقعی، و بنابراین اعضا و جوارح آن حضرت نیز روزه بودند.90
3 5. اعتکاف

از دیگر جلوه های زیبای عبادت خداوند اعتکاف است که زمینه ساز خوبی برای توجه و حضور دل و تمرین خلوت گزینی با معبود و جدایی از مظاهر مادی و دنیوی است. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) در کنار دیگر عبادات، به اعتکاف نیز توجه خاصی داشتند. آن حضرت برای انجام این مهم، بهترین زمان ها را بر می گزیدند و همواره بر این سنت تأکید داشتند. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بر اعتکاف در ماه رمضان به ویژه دهه آخر آن اهتمام میورزید و آن را برابر با دو حج و دو عمره

(صفحه 107)

 

می دانست.91 بنابر روایتی از امام صادق(علیه السلام)، آن حضرت ابتدا دهه اولِ ماه رمضان، سپس دهه دوم و در نهایت دهه سوم این ماه را برای انجام اعتکاف برگزیدند، و پس از آن تا آخر عمر، بر اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان مداومت داشت.92

نیز از آن حضرت نقل شده است که چون دهه آخر ماه رمضان فرا می رسید پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) رختخواب خویش را جمع می کرد و خود را کاملا مهیای عبادت می ساخت و در زیر سایبانی که برای ایشان فراهم می شد مشغول عبادت می گشت.93

در روایتی دیگر از امام صادق(علیه السلام) آمده است که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) شب اول از دهه آخر رمضان در میان مردم برخاست و پس از حمد و ثنای الهی، فرمود: «ای مردم، خداوند [در این ماه] شما را در برابر دشمنانتان از جنّ و انس کفایت کرده و به شما وعده اجابت داده و فرموده است: مرا بخوانید تا اجابتتان کنم. همانا آگاه باشید که خداوند بر هر شیطان سرکشی تا پایان این ماه هفت ملَک را مسلط ساخته است. همانا درهای آسمان از ابتدا تا انتهای شب گشوده و دعا در آن پذیرفته است. پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) پس از این سخنان آماده اعتکاف شد و خانه را ترک کرد و تمام دهه آخر رمضان را معتکف بود و تمام شب ها را بیدار می ماند، و هر شب بین نماز مغرب و عشا غسل می کرد».94

(صفحه 108)

3 6. حج

 

حج نیز جلوه ای دیگر از سیره عبادی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بود. ایشان چه در دوران پیش از بعثت و چه پس از آن، همواره بر انجام و احیای حج ابراهیمی اهتمام داشت. گزارش های تاریخی حکایت از آن دارند که حضرت حتی در دوران پیش از بعثت نیز افراد را از آلوده ساختن این سنت توحیدی به مظاهر شرک، نهی می کرد. برای مثال، زید بن حارثه می گوید پیش از بعثت پیامبر(صلی الله علیه وآله)هنگامی که در حال طواف خواستم دو بت [إساف و نائلة] را مَس کنم، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) مرا از این کار نهی فرمود.95پس از بعثت نیز در ایام حج، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)انجام این مناسک و حضور در مواقف را فرصتی مناسب برای دعوت می دانست. همچنین پس از هجرت به مدینه، در سال ششم، آن حضرت پس از رؤیایی صادق و امر الهی96 عازم عمره شد که مشرکان مانع ورود ایشان به مکه شدند و بدین جهت در سال هفتم طبق پیمان حدیبیه عازم مکه شد و «عمرة القضاء» به جای آورد. پس از آن نیز پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)دو بار دیگر موفق شد به زیارت خانه خدا برود: در سال هشتم با فتح مکه، عمره انجام داد؛ و در سال دهم نیز آخرین حج یعنی حجة الوداع را به جای آورد.

گفتنی است آن حضرت افزون بر اهتمام عملی و تأکید قولی بر انجام حج و عمره، بر زدودن گرد تحریف و رفتارهای شرک آلود از این عبادت مهم فردی و اجتماعی تأکید ویژه ای داشت. برای مثال، در سال هفتم و در جریان «عمرة القضاء» هنگامی که برخی مسلمانان به علت وجود دو بت إساف و نائلة بر روی دو کوه صفا و مروه، از انجام سعی سر باز زدند، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله)با ابلاغ آیه 158 سوره بقره،97 بر جدایی ناپذیری این اعمال از سعی

(صفحه 109)

 

بین صفا و مروه تأکید ورزید.98 همچنین در حجة الوداع، مسلمانان از نزدیک شاهد انجام اعمال صحیح حج از سوی آن حضرت بودند.

نتیجه

 

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) برای کسب درجه نبوت، در مرحله اول، نیازمند معرفت بود. معرفت نیز، پیامبر را به عبادت و اظهار بندگی و خضوع در برابر خالق یگانه سوق می داد. از سویی معراج نیز که در چندین مرحله صورت گرفت، برای بالا بردن درجه معرفت و بینش پیامبر گرامی اسلام بوده است.

حرکت رو به کمالِ معرفتیِ پیامبر، چنان درجه ای از شهود و یقین را برای آن حضرت پدید آورد، که پرده های غیب از برابر دیدگان ایشان کنار رفت و حضرت چیزهایی را که دیگران نمی دیدند مشاهده می کرد و از آنها خبر می داد. همین نکته موجب تمایز القائات شیطانی از پیام های وحیانی است؛ یعنی دریافت های وحیانی در چنان مرتبه والایی از معرفت و آرامش درونی اند که گویا پیامبر گرامی اسلام همه آنها را به چشم خود مشاهده می کرد.

همین معرفت والا به خداوند متعال، جوارح پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) را به کار می گرفت و خواب و آسایش را از وی می ربود، و ایشان برای اظهار بندگی و خضوع و خشوع در برابر خداوند، به عباداتی می پرداخت که دیگران طاقت انجام آنها را نداشتند. حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) ساعاتی از شب و روز خود را به این امر اختصاص داده بود، و عبادت های ایشان در قالب نماز و یاد الهی، تهجد، نوافل شب، روزه، اعتکاف، حج و عبادت های سنگین و طولانی و... تجلی می یافت.

کتابنامه

 

1. نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح.

2. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی، عیون اخبارالرضا(علیه السلام)، تحقیق حسین اعلمی، اعلمی، بیروت، 1404ق.

(صفحه 110)

 

3. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی، علل الشرایع، حیدریه، نجف، 1386ق.

4. ابن حنبل، احمد، مسند احمد، دارصادر، بیروت.

5. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تحقیق علی اکبر غفاری، نشر جامعه مدرسین، قم، 1404ق.

6. ابن شهر آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، تحقیق لجنة من اساتذة النجف الاشرف، مطبعه محمد کاظم حیدری، نجف، 1376ق.

7. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی، الخصال، تحقیق علی اکبر غفاری، نشر جامعه مدرسین، قم، 1403 ق.

8. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت، [بی تا].

9. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوجعفر محمد بن علی، الامالی، مؤسسة البعثة، قم، 1417 ق.

10. ابن طاووس، رضی الدین سید علی بن موسی، الدروع الواقیة، تحقیق و نشر مؤسسة آل البیت، قم، 1414 ق.

11. ابن طاووس، سید رضی الدین علی، الاقبال بالاعمال الحسنة فی ما یعمل مرة فی السنة (اقبال الاعمال)، تحقیق جواد قیومی اصفهانی، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1414 ق.

12. ابن انس، مالک، الموطّأ، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1406 ق.

13. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، محمد بن علی، فضائل الاشهر الثلاثة، تحقیق غلامرضا عرفانیان، چ دوم، دارالمحجة البیضاء، بیروت، 1412 ق.

14. ابن بابویه قمی (شیخ صدوق)، محمد بن علی، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، با مقدمه سیدمحمدمهدی السید حسن خرسان، چ دوم، منشورات الشریف الرضی، قم، 1368.

15. الاشعری القمی، ابی جعفر احمد بن محمد بن عیسی، کتاب النوادر، تحقیق و نشر مدرسة الامام المهدی(علیه السلام)، قم، 1408ق.

16. البخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، دارالفکر، بیروت، 1401 ق.

17. البرقی، احمد بن محمدبن خالد، المحاسن، تحقیق سیدجلال الدین الحسینی، دارالکتب الاسلامیه.

18. البیهقی، احمد بن الحسین بن علی، السنن الکبری، دارالفکر، بیروت، [بی تا].

19. الترمذی، محمد بن عیسی، الشمائل المحمدیة(صلی الله علیه وآله)، تحقیق سید عباس الجلیمی، مؤسسة الکتب الثقافیة، بیروت، 1412ق.

20. الترمذی، محمد بن عیسی بن سورة، الجامع الصحیح (سنن ترمذی)، تحقیق عبدالوهاب عبداللطیف، دارالفکر، بیروت، 1403ق.

21. الحارثی العاملی، بهاءالدین محمد بن الحسین بن عبدالصمد، الحبل المتین، بصیرتی، قم، [بی تا].

22. الحاکم الحسکانی، عبیدالله بن احمد، شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی اهل البیت(علیه السلام)، تحقیق محمدباقر محمودی، مجمع احیاء الثفافة الاسلامیة، تهران، 1411 ق.

23. الحرّ العاملی، محمدبن الحسن، وسائل الشیعة، تحقیق محمد رازی، اسلامیه، تهران.

24. الحسنی الراوندی، فضل الله بن علی، النوادر، تحقیق سعید رضا علی عسکری، دارالحدیث، قم، 1377.

25. الحمیری البغدادی، ابوالعباس عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، تحقیق و نشر مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1413ق.

26. الخطیب البغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1417 ق.

(صفحه 111)

 

27. الدار قطنی، علی بن عمر، العلل الواردة فی الاحادیث النبویة، تحقیق محفوظ الرحمان زین الله السلفی، دار طیبة، ریاض، 1405ق.

28. السجستانی، سلیمان بن الاشعث، سنن ابی داوود، تحقیق سید محمد اللحام، دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع، 1410 ق.

29. السیوطی، جلال الدین عبدالرحمان بن ابی بکر، الجامع الصغیر، دارالفکر، بیروت، 1401 ق.

30. الصنعانی، ابوبکر عبدالرزاق بن همام، المصنف، تحقیق حبیب الرحمان الاعظمی، [بی جا، بی نا، بی تا].

31. الطبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، تحقیق حمدی عبدالمجید السلفی، داراحیاء التراث العربی، بیروت، [بی تا].

32. الطبرسی، ابومنصور احمد بن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، تحقیق سیدمحمدباقر خرسان، دارالنعمان، نجف، 1386ق.

33. الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، چ چهارم، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1403 ق.

34. الطوسی، محمدبن الحسن، تهذیب الاحکام، تحقیق سیدحسن خرسان و شیخ محمد آخوندی، چ چهارم، درالکتب الاسلامیة، تهران، 1365.

35. الطوسی، محمدبن الحسن، الامالی، تحقیق مؤسسة البعثة، دارالثقافة للطباعة والنشر والتوزیع، قم، 1414ق.

36. الطوسی، محمدبن الحسن، الاستبصار فی ما اختلف من الاخبار، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، چ چهارم، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1363.

37. العاملی، زین الدین علی، رسائل الشهید الثانی، بصیرتی، قم، [بی تا].

38. العاملی، عزالدین شیخ حسین بن عبدالصمد، العقد الحسینی، تصحیح سیدجواد مدرسی یزدی، گلبهار، یزد، [بی تا].

39. القزوینی، محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دارالفکر، بیروت، [بی تا].

40. القزوینی، محمد بن یزید بن ماجة، سنن ابن ماجه، تحقیق محمد فؤاد عبدالباقی، دارالفکر، بیروت، [بی تا].

41. القمی، علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی، تحقیق سید طیب الموسوی الجزائری؛ مؤسسة دارالکتاب، قم، 1404 ق.

42. الموصلی، احمد بن علی، مسند ابی یعلی الموصلی، تحقیق حسین سلیم اسد، دارالمأمون للتراث، بیروت، [بی تا].

43. النسائی، ابوعبدالرحمان احمد بن شعیب، السنن الکبری، تحقیق عبدالغفار سلیمان البنداری و سید کسروی حسن، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1411ق.

44. النیسابوری، مسلم بن الحجاج، صحیح مسلم، دارالفکر، بیروت.

45. الهندی، علاءالدین علی المتقی بن حسام الدین، کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق بکری حیانی، مؤسسة الرسالة، بیروت، 1409ق.

46. بخاری، محمد ابن اسماعیل، شرح صحیح مسلم، النووی، دارالکتاب العربی، بیروت، 1407 ق.

47. تمیمی مغربی، نعمان بن محمد، دعائم الاسلام.

48. حسینی، محمدباقر (میرداماد)، الرواشح السماویة، تحقیق غلامحسین قیصریه ها و نعمة الله جلیلی، دارالحدیث، قم، 1422 ق.

49. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، معجم مفردات الفاظ القرآن، دارالفکر، بیروت، [بی تا].

50. سبزواری، ملاّ هادی، شرح الاسماء الحسنی، بصیرتی، قم، [بی تا].

(صفحه 112)

 

51. سبزواری، ملا محمدباقر، ذخیرة المعاد فی شرح الارشاد، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، [بی تا].

52. شرف الدین الموسوی، سید عبدالحسین، الفصول المهمة فی تألیف الامة، مؤسسة البعثة، تهران، [بی تا].

53. صفّار، محمد بن الحسن، بصائرالدرجات، تحقیق میرزا حسن کوچه باغی، منشورات الاعلمی، تهران، 1404 ق.

54. طبرسی، رضی الدین ابی نصر الحسن بن الفضل، مکارم الأخلاق، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1392ق / 1972م.

55. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، تحقیق سیدهاشم رسولی محلاتی، مکتبة العلوم الاسلامیة، تهران، [بی تا].

56. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفاری، چ سوم، دارالکتب الاسلامیة، 1367ق.

57. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار؛ مؤسسه الوفاء، چ دوم، بیروت، 1403 ق.

58. مفید، محمد بن محمد، الامالی، تحقیق حسین استاد ولی و علی اکبر غفاری، نشر جامعه مدرسین، قم، 1414 ق.

59. مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، تحقیق مؤسسة آل البیت لتحقیق التراث، چ دوم، دارالمفید، بیروت، 1414 ق.

60. نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، تحقیق سید محمد کلانتر و مقدمه محمدرضا مظفر، دارالنعمان، نجف، [بی تا].

61. یحصبی، قاضی ابی الفضل عیاض، الشفاء، بتعریف حقوق المصطفی(صلی الله علیه وآله)، دارالفکر، بیروت، 1409 ق.