plg_search_jcomments
Search SEO Glossary
Search - K2
Search - RSTickets! Pro Knowledgebase
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها
جستجو - دانلودها- فیلم و صوت
جستجو - مداخل
نویسنده: مصطفی سرداری
استاد راهنما: نعمت‌الله صفری فروشانی
استاد مشاور: مهدی فرمانیان
مقطع: کارشناسی ارشد
سال دفاع: 1389
مکان دفاع : دانشگاه معارف اسلامی قم

چکیده:

 اسماعیلیان نخستین به رهبری محمد بن اسماعیل و نوادگانش، حدود یک قرن به فعالیت پنهان خود ادامه دادند تا اینکه در اواسط قرن سوم و با استفاده از فرصت به دست آمده از قیام‌های مختلف علویان و غیر آن‌ها، در کوفه با عنوان قرامطه ظهور کردند و به‌سرعت، داعیانی به دیگر بلاد اسلامی گسیل داشتند که از جمله آن‌ها، ابوسعید جنابی بود که با استقرار در بحرین و با به اطاعت درآوردن قبایل منطقه، دولتی تأسیس کرد که بارها خلافت عباسی را با تهدیدهای جدی روبرو کرد. این دولت گرچه حدود دو قرن پابرجا بود ولی بررسی تاریخ این دولت نشان می‌دهد که تحرکات و قدرت آن، وابستگی تامی به شخصیت رهبران آن داشته و تنها در زمان حکومت سه تن از آن‌ها؛ ابوسعید (285 تا 300 ه.ق)، ابوطاهر (311 تا 332 ه.ق) و حسن اعصم (359 تا 366 ه.ق) اقداماتی تاریخ‌ساز و عمدتاً نظامی از ایشان برجای مانده است. پس از اعصم، به علت منازعات داخلی خاندان حکومتی؛ که دخالت‌های خارجی فاطمیان در انتخاب حاکم بر شدت آن افزوده بود، قدرت قرمطیان بحرین به‌سرعت رو به افول نهاد و در اثر حمله قبایل اطراف؛ که از سوی عباسیان حمایت می‌شدند، از قدرتی منطقه‌ای به حکومتی محلی رضایت دادند. از آنجا که اخبار بر جای مانده از آن‌ها در قریب به‌اتفاق موارد، منحصر به گزارش تحرکات نظامی آن‌ها می‌باشد لذا دانسته‌ها از دیگر امور این فرقه نظیر؛ اطلاعات راجع به تشکیلات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ... بسیار کم و محدود به گزارش‌های ناصرخسرو و ابن حوقل است. در زمینه روابط خارجی، رابطه آن‌ها با عباسیان، جز در زمان اعصم، خصمانه بود ولی در مورد فاطمیان، با اینکه قرامطه از لحاظ اعتقادی با آن‌ها اشتراکات زیادی داشتند ولی اختلافی که پس از ادعای مهدویت از سوی عبیدالله المهدی فاطمی ایجاد شد فراز و فرودهای زیادی در روابط قرمطیان با فاطمیان را موجب گشت. شدیدترین شکل این روابط، تقابل اعصم قرمطی با معز فاطمی به پشتوانه خلیفه عباسی بود؛ و از آن روی که به عقیده این فرقه، توجه به باطن شریعت اصل بوده و متمسکین به ظاهر، در واقع خارج از اسلام بودند لذا سیاست آن‌ها در دشمنی با پیروان سایر فرق و نیز برخی اقدامات آن‌ها مانند مباح شمردن ریختن خون ایشان، نتیجه چنین باوری بود. با اینکه تحقیق حاضر، نتیجه مطالعه کتب تاریخ، ملل و نحل، سفرنامه، ادبی و ... می‌باشد ولی با این حال، دستیابی به تصویر روشنی از حقایق حاکم بر این فرقه، به علت فقدان منابع خودی و انحصار آن در منابع عمدتاً مخالف آن، میسور نبود. لذا حتی‌الامکان سعی بر آن شده است که از برخی تناقضات موجود در این نوع منابع، در کمرنگ کردن اتهاماتی مانند ثنوی گری، اشترکی گری در زنان و ... سود جسته شود.

 

مطالب مرتبط

لیست مطالب انتخابی

+

لیست انتخاب شده: علاقه مندی ها

هنوز چیزی انتخاب نکردید!